نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۳۷ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

ماه غلام رخ زیبای تو

سرو کمربستهٔ بالای تو

تن همه چشم است به صحن چمن

نرگس شهلا به تماشای تو

مجمع دل‌های پراکنده چیست؟

چین سر زلف چلیپای تو

زاهد و اندیشهٔ گیسوی حور

دست من و جعد سمن سای تو

گر تو زنی تیغ هلاکم به فرق

فرق من و خاک کف پای تو

روی من و خاک سر کوی عشق

رای من و پیروی رای تو

تیر من و دیدهٔ کج بین غیر

تیغ من و تارک اعدای تو

چند فشاند نمکم بر جگر

لعل شکرخند شکرخای تو

دیر کشیدی ز میان بس که تیغ

مرد فروغی ز مداوای تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن می‌گوید. شاعر به توصیف چهره زیبا، موها و دیگر جذابیت‌های او می‌پردازد و می‌گوید که همه دل‌ها به تماشای او هستند. او اشاره می‌کند که عشق و پیوند با معشوق مهم‌ترین چیزها در زندگی‌اش هستند و به تأثیر عمیق عشق بر روح و جسمش پرداخته و از دردهای ناشی از دوری و وهم و خیال در عشق می‌گوید. در نهایت، شاعر بیان می‌کند که هر درد و رنجی که می‌کشد ناشی از عشق به اوست و انتظار بهبود و وصال را دارد.