نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۴۶ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خطت دمید از اثر دود آه ما

شد آه ما نتیجه روز سیاه ما

ما را به جرم عشق تو کشتند منکران

سرمایهٔ ثواب شد آخر گناه ما

ما خون‌بهای خویش نخواهیم روز حشر

گر باز بر جمال تو افتد نگاه ما

شاهد ضرور نیست شهیدان عشق را

گو هیچ دم مزن ز شهادت گواه ما

قانع شدم به نیم نگه لیکن از غرور

مشکل نظر کند به گدا پادشاه ما

چشمش نظر به حالت دل‌خستگان نکرد

یا رب کسی مباد به حال تباه ما

گفتم که چیست سلسله جنبان فتنه، گفت

ماری که خفته است به زیر کلاه ما

گفتم که آب دیده ما چاه می‌شود

گفتا اگر به دیده کشی خاک راه ما

دانی که چیست نیر اعظم فروغیا

کمتر فروغ طلعت تابنده ماه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ عشق و رنجی است که عاشقان از آن متحمل می‌شوند. شاعر به بیان تأثیرات عاطفی و روحی عشق پرداخته و اشاره می‌کند که چگونه عشق می‌تواند منجر به درد و مشقت شود. او همچنین به حس گناه و عذاب وجدان اشاره می‌کند، در حالی که عشق را برای خود و دیگران مقدس می‌داند. به عبارتی، شاعر در توصیف عشق، به تضادهای موجود در آن و ناامیدی‌هایی که برای رسیدن به معشوق تجربه می‌کند، می‌پردازد. در نهایت، او به زیبایی معشوق اشاره می‌کند و با حسرتی از دوری و جدایی سخن می‌گوید.