غزل شمارهٔ ۴۸۴ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
زندگی بی او ندارد حاصلی
وقت را دریاب اگر صاحب دلی
عشق لیلی موجب دیوانگی است
طعنه بر مجنون مزن گر عاقلی
هر کجا کز لعل جانان دم زنند
جان چه باشد، تحفهٔ ناقابلی
تا به آسانی نمیری پیش دوست
بر تو کی آسان شود هر مشکلی
واقف از سیل سرشکم میشدی
گر فرو میرفت پایت بر گلی
ناله تاثیری ندارد در دلت
یعنی از درد محبت غافلی
گر کمال هر دو عالم در تو هست
تا پی طفلی نگیری جاهلی
دولت وصل بتان دانی که چیست
خواهش خامی، خیال باطلی
کوشش بی جا مکن در راه وصل
هر زمان کز خود گذشتی واصلی
بر درش دانی فروغی چیستم
پادشاهی در لباس سائلی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و احساسات انسانی است. شاعر به اهمیت عشق و ارتباط با معشوق اشاره میکند و بیان میکند که زندگی بدون عشق نه تنها بیمعناست، بلکه به نارضایتی و دیوانگی منجر میشود. او میگوید که عشق واقعی باید با درک و آگاهی همراه باشد و نباید به مسائل سطحی و بیهوده پرداخته شود. شاعر تأکید میکند که برای رسیدن به وصال، باید از خودگذشتی کرد و از دردها و مشکلات نترسید. در نهایت، او به ارزش و مقام واقعی انسان در عشق اشاره میکند و میگوید که در عشق، به واقعیت وجودی خود پی خواهیم برد.