نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲ فروغی بسطامی

فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پایه عمر گران‌مایه بر آب است برآب

همه جا شاهد این نکته حباب است ، حباب

باده خور باده به بانگ نی و فتوای حکیم

زان که دل درد تو را چاره شراب است، شراب

بر سر کوی خرابات کسی آباد است

که مدام از می دیرینه خراب است، خراب

گر به تیغم نزند محض گناه است، گناه

ور به خونم بکشد عین ثواب است، ثواب

رسم عشاق جگر خسته نیاز است ، نیاز

خوی خوبان ستم پیشه عتاب است ، عتاب

آن که عشق تو نورزید جماد است، جماد

وان که می با تو ننوشید دواب است، دواب

تا تو را اهل نظر هیچ تماشا نکنند

خم به خم زلف تو بر چهره نقاب است، نقاب

در سفالین قدح از شیشه مکن می به درنگ

که مدار فلک سفله شتاب است، شتاب

گر فروغی نرود از سر کویت چه کند

که ملاقات رقیب تو عذاب است، عذاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم زندگی و عشق می‌پردازد و به نوعی نقدی بر گذرا بودن زندگی و دلایل لذت‌جویی از عشق و می‌نوشی است. شاعر بیان می‌کند که عمر انسان همچون حبابی بر روی آب است و به سرعت گذران می‌شود. او اشاره می‌کند که دل‌مشغولی‌ها و دردها تنها با نوشیدن شراب و لذت از عشق تسکین می‌یابند. شاعر به فضایی می‌پردازد که در آن عشق و زیبایی وجود دارد، اما با وجود این، عاشقان دچار درد و نیاز هستند. او عشق را نوعی نور و روشنی می‌داند و کسانی را که از آن غافلند، مرده می‌خواند. در پایان، شاعر بر اهمیت و ضرورت اشتراک لحظات عاشقانه تأکید کرده و به این نتیجه می‌رسد که زندگی گذراست و باید از آن لذت برد.