غزل شمارهٔ ۶۸ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کیفیت نگاه تو از جام خوشتر است
لعل لبت ز بادهٔ گلفام خوشتر است
نظارهٔ رخ تو به اصرار خوب تر
بوسیدن لب تو به ابرام خوشتر است
گر خال تواست دانهٔ مرغان نیکبخت
از صحن بوستان شکن دام خوشتر است
من کافر محبتم اما به راستی
کفر محبت تو ز اسلام خوشتر است
ناموس ما به باد فنا رفت و خوش دلیم
زیرا که ننگ عشق تو از نام خوشتر است
اکنون که نامرادی ما عین کام تو است
گر خو کنیم با دل ناکام خوشتر است
خود را به آتش غم روی تو سوختیم
چون روزگار سوخته از خام خوشتر است
ما خوشدلیم با تو به هر شام و هر سحر
کان روی و مو زهر سحر و شام خوشتر است
بهر شرابخوارهٔ بستان معرفت
چشمت هزارباره ز بادام خوشتر است
الحق فروغی از پی اسباب خوش دلی
از هر چه هست وصل دلارام خوشتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به توصیف کیفیت نگاه، لب و چهره محبوب خود میپردازد و آنها را برتر از هر چیز دیگری میداند. او نسبت به عشق خود احساس گرمی و شوق دارد و حتی به کفر عشقش افتخار میکند. در این شعر اشاره به ناپایداری عشق و در عین حال لذت از آن نیز وجود دارد. شاعر با وجود مشکلات و دلزدگیها، همچنان از عشق و زیبایی معشوق خوشنود است و بهترین لحظات زندگیاش را در کنار او میبیند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که وصال محبوب از هر چیز دیگری ارزشمندتر است.