شمارهٔ ۱۳ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / تضمینها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برخیز نگارا که ز فرمودهٔ خسرو
موزون غزلی چون قد دل جوی تو دارم
نیکوست که در پیش تو خوانم غزل شاه
زیرا که هوای رخ نیکوی تو دارم
بشنو ز من اشعار ملک ناصردین را
کز شوق همین جای به پهلوی تو دارم
« در هر دو جهان آرزوی روی تو دارم
در دست ز محصول جهان موی تو دارم
زاهد به سوی کعبه و راهب به سوی دیر
آری من دیوانه سر کوی تو دارم
گر با تو به فردوس برین جای دهندم
در مجمع فردوس نظر سوی تو دارم
اندیشه ندارد دلم از آتش دوزخ
تا راه در آتشکدهٔ خوی تو دارم
یارب خم گیسوی تو آشفته مبادا
کاشفته دلی در خم گیسوی تو دارم
پیوسته بود منزل من گوشه محراب
وین منزلت از گوشهٔ ابروی تو دارم
در نزد من ارباب کرامت همه ماتند
وین معجزه از نرگس جادوی تو دارم»
شاها غزل شاه، مرا کرده غزل خوان
این فیض من از نطق سخن گوی تو دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به محبوب خود دعوت میکند تا به او توجه کند و با اشاره به زیبایی و جذابیت او، از عشق و وابستگی عمیق خود سخن میگوید. او ابراز میکند که حتی در برابر زاهدان و راهبان که به جستجوی کعبه و دیر هستند، او تنها دیوانهای است که در عشق و توجه به محبوبش غرق شده است. شاعر همچنین به پاداشهای بهشتی و نعمتهای معنوی که در عشق به محبوبش به دست آورده، اشاره میکند و از زیباییهای او به عنوان دلیل خوشبختی و دلخوشی خود یاد میکند. در نهایت، او از تاثیرات شگرف محبوبش بر زندگی و هنر خود سخن میگوید و میگوید که غزلهایش به خاطر وجود او به معنای واقعی کلمه جذاب شدهاند.