شمارهٔ ۵ فروغی بسطامی
فروغی بسطامی / تضمینها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شاه جم جاه کلامی که بیان فرماید
از کمال شرفش نقش نگین باید کرد
« دل ما را ز چه رو زار و حزین باید کرد
عاشقی کفر نباشد نه چنین باید کرد
بادهٔ صاف به یاران کهن باید کرد
نظر لطف به عشاق غمین باید کرد
ما گدایان را از درگه خود دور مکن
که ترحم به گدایان به از این باید کرد
از بر خسته دلان چند به تندی گذری
بعد از این مرکب آهسته به زین باید کرد
این چنین حسن و لطافت که تو داری تا حشر
سجده بر آدم و حوا و به طین باید کرد
پرتو روی تو روشن کند این عالم را
پس از این روی تو با ماه قرین باید کرد
پرده از صورت زیبای تو باید برداشت
ماه رویان همه را پردهنشین باید کرد
همچو طاووس چو سرمست خرامی در باغ
توتیای مژه را خاک زمین باید کرد
روش کبک دری داری و چشم آهو
صید این قسم شکاری به کمین باید کرد»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و کمال معشوق میپردازد و از عشق و علاقهاش سخن میگوید. او به قدری مجذوب زیبایی معشوق است که احساس میکند این زیبایی باید برای همیشه درنگرانی و در عبادت نگه داشته شود. شاعر از دل زار عاشقان و گدایانی که به درگاه معشوق رو میآورند، سخن میگوید و بر لزوم مهربانی و ترحم به آنها تأکید میکند. او همچنین به وصف نقش زیبایی معشوق و تأثیر آن در دنیا میپردازد و میگوید که باید زیبایی او را از پرده بیرون آورد و در برابر آن سجده کرد. در نهایت، شاعر به یادآوری ویژگیهای معشوق مانند خرامیدنش در باغ و زیباییهای چشمانش اشاره دارد و بیان میکند که باید صید این زیبایی را به دقت جستجو کرد.