نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به حالم التفات آن ماه‌رو بسیار کم دارد

دل از کم‌التفاتی‌های او بسیار غم دارد

دمی از مهر بیند سوی من آن مه دمی از کین

به سان صبح تیغ التفات او دو دم دارد

چه خوش باغی‌ست عالم پر گل و سوسن چه سود اما

گلَش بویِ تغیّر، سوسنَش رنگِ عدم دارد

نمی‌گردد خیال گرد راهش دور از چشمم

محال است این که خیزد گرد از جایی که نم دارد

از آن لطفی‌ست بر من هر ستم عمری‌ست کآن بدخو

ز بیم طعنه بر من لطف در رنگ ستم دارد

قدِ خم گشته‌ام را چرخ دور انداخت از کویش

کم افتد بر نشانه از کمان تیری که خم دارد

بساط عشق کم می‌ماند از منصوبه خالی

فضولی نیست بازی عشقبازی صد الم دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاشقانه و غم‌انگیز شاعر اشاره دارد. شاعر از بی‌توجهی معشوقش شکایت می‌کند و می‌گوید که این کم‌محلی دلش را پر از غم کرده است. او در توصیف زیبایی‌های جهان می‌گوید که اگرچه جهان پر از گل و زیبایی است، اما این زیبایی‌ها همچنان تغییرپذیر و ناپایدارند. شاعر نمی‌تواند افکارش را از معشوق دور کند و معتقد است که محبت و ستم معشوق به یکدیگر آمیخته‌اند. همچنین، شاعر از درد و رنج عشق و سختی‌های آن می‌گوید و اشاره می‌کند که در عشق، درد و شادی به هم پیوسته‌ هستند. در نهایت، او به کمبود عشق و اشتیاق اشاره می‌کند و می‌گوید که بازی عشق همواره با مشکلات و چالش‌ها همراه است.