نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

طمع جور دلم زان بت بدخو دارد

ز بتان آنچه دلم می طلبد او دارد

باید از حلقه زنجیر جنون سر نکشد

هر که در سر هوس آن خم گیسو دارد

دوش از حال دل نافه خبر داد صبا

گرهی در دل ازان سنبل خوش بو دارد

بی جهت رغبت محراب ندارد زاهد

میل نظاره آن گوشه ابرو دارد

می تواند کرد قیاس ملک از حور و شان

خوی بد دارد اگر عارض نیکو دارد

چه کند گر نه ز بهبود کند قطع نظر

دل که بیماری ازان نرگس جادو دارد

مکن از عشق بتان منع فضولی ای شیخ

همه کس میل جوانان پری رو دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و طمع به معشوقی سخن می‌گوید که زیبایی‌هایش دل او را تسخیر کرده است. او می‌گوید که دلش به شدت خواهان معشوق است و نباید از جنون عشق کاهیده شود. همچنین بیان می‌کند که زاهدان بدون عشق و زیبایی، روح‌افزایی ندارند و تنها به ظواهر توجه می‌کنند. شاعر به زیبایی‌های معشوق و جاذبه‌هایش اشاره می‌کند و در نهایت، از شیخ می‌خواهد که در عشق به معشوقان زیبا ممانعت نکند، زیرا همه در دل خود مایل به زندگی و عشق جوانان زیبا هستند.