نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۷ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سر مکش از من که از من دردسر خواهی کشید

هر دم از آه من آزار دگر خواهی کشید

چارهٔ بیداریم کن ور نه از افغان من

محنت بیداری از من بیشتر خواهی کشید

برنخواهم داشتن ای شمع چشم از قامتت

گر تو میل آتشم بر چشم تر خواهی کشید

انتظاری می کشم عمریست تا دانسته‌ام

کآفتابی تیغ بر اهل نظر خواهی کشید

سینه را پیش از گریبان چاک خواهم زد اگر

دامن از دست من خونین جگر خواهی کشید

خوش دلم زین رهگذر گر لطف می‌آیی برم

آه اگر روزی قدم زین رهگذر خواهی کشید

محنت خوبان فضولی نیست در دنیا همین

روز محشر هم عذابی زین بتر خواهی کشید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به طور مستقیم می‌گوید که اگر کسی به او آسیب بزند و از درد او بهره‌برداری کند، پس عذابی بزرگتر خواهد کشید. او از معشوقه‌اش می‌خواهد که باعث درد و رنجش نشود، زیرا او خودش در انتظار است و نمی‌خواهد به او آسیبی برسد. شاعر بیان می‌کند که اگر جفایی در حقش صورت گیرد، خودش را به شدت مجروح خواهد کرد و دلی پر از درد و عذاب خواهد داشت. در نهایت، احساس می‌کند که محنت‌های خوبان در دنیا بی‌فایده است و در روز محشر نیز عذاب‌های بیشتری در انتظار خواهد بود؛ پس بر هر کس که باعث رنجش‌اش شود، عذاب‌هایی متفاوت خواهد رفت.