شمارهٔ ۲ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ذکر ذوق بخش تو زیب زبان ما
بی ذکر تو مباد زبان در دهان ما
از سکه سعادت توفیق فیض تست
رایج بهر معامله نقد روان ما
آید ز ما همیشه خطا از تو مغفرت
آنست مقتضای تو اینست شان ما
بر حال ما ز غیر تو لطفی نمی رسد
غیر تو نیست واقف راز نهان ما
در راهت از بلا نهراسیم زانکه هست
سنگ بلای تو محک امتحان ما
تا چند تن دهیم بزجر هوای نفس
رحمی که گشت طعمه سگ استخوان ما
نگذاشت درد عشق فضولی ز ما نشان
اینست در ره طلب او نشان ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی ذکر و تاثیر آن بر زبان و دل انسان میپردازد. شاعر معتقد است که بدون ذکر خداوند، زبان و دل انسان خالی و بیمعناست. در ادامه، به توفیق و سعادت ناشی از ذکر و مغفرت جزء او اشاره میشود و تاکید میکند که عطا و لطف الهی تنها از سوی او میرسد. شاعر به شجاعت در برابر مشکلات و بلاها در راه خدا اشاره کرده و میگوید که درد عشق، مانع از خطا و فضولی در زندگیاش شده است. در نهایت، نتیجه میگیرد که تمام نشانهها و راهها در پیوستگی با عشق و ذکر خداوند است.