نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

بکه نسبت کنم آن سرو صنوبر قد را

انه اعظم من کل عظیم قدرا

می نماید بر او نیک بدیهای رقیب

این نه نیک است که او نیک نداند بد را

حد اظهار الم نیست مرا پیش بتان

بکه اظهار کنم این الم بی حد را

مسند عشق ز من بیشتر این پایه نداشت

اشک من سر بگردون سر این مسند را

دود دل کرد سیه روز مرا تا شده ام

مایل آن مهوش مشکین خط سیمین خد را

مقصد ماست درین باغ گل روی تو لیک

هست صد خار ملامت گل این مقصد را

این چه قید است فضولی که ترا هست ز عشق

به ازین نیست کزین در گذرانی خود را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و قامت بلند معشوق خود اشاره می‌کند و از احساسات و دردهای ناشی از عشق سخن می‌گوید. او معتقد است که معشوق نباید نیکی را نادیده بگیرد و به آسیب‌های رقیب توجه کند. او همچنین به ناراحتی و دردی که از عشق می‌کشد، پرداخته و بر این نکته تاکید می‌کند که جلوه‌های عشق او را بیشتر آزرده کرده است. در نهایت، شاعر به زیبایی‌های معشوق و همچنین دشواری‌های عشق می‌پردازد و از قید و بندهای عشق و محدودیت‌های آن گلایه می‌کند.