شمارهٔ ۲۰۱ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یار خواهی دلا ز جان بگذر
از همه هستی جهان بگذر
در جهان گر فراغتی باید
از جهان و جهانیان بگذر
دل منه بر سپهر خم قامت
همچو تیری ازین کمان بگذر
یاد گیر از سرشک و آه روش
ز زمین و ز آسمان بگذر
طالب یار باش و هر چه ترا
باز دارد ازان ازان بگذر
یک دل و یک زبان و یک رو باش
در یقین کوش و از گمان بگذر
از فضولی نصیحتی بشنو
از سر تیزی زبان بگذر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان عشق و نیاز به فداکاری در راه رسیدن به معشوق میپردازد. شاعر از دل و جان میخواهد که از همه چیز بگذرد و به دنبال یار باشد. او میگوید برای آرامش و آسایش واقعی باید از دنیای مادی و تعلقات گذشت. همچنین به ما یادآوری میکند که در پی یار، باید یکپارچگی و صداقت را حفظ کرد و از شک و گمان دوری گزید. در نهایت، توصیه میشود که از قضاوت و سخنان بیهوده بپرهيزیم و به عمق حقیقت و عشق بپردازیم.