نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۸ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا دل ترک داد و کرد میل آن مه دلکش

که دارد میل بالا شعله چون می‌خیزد از آتش

پر از پیکان حسرت چون نگردد سینه چاکم

که من محروم و جا در پهلوی او می کند ترکش

بتندی محتسب در جام می منگر که می ترسم

ز عکس تیره ات گردد مکدر باده بیغش

جهان جای مکافاتست ممکن نیست نستاند

دل پرخون بجای جام پر می ساقی مهوش

غم و درد و بلا و محنت و اندوه و رسوایی

همیشه عاشقان یک جهت را هست این هر شش

مگو از نوش راحت هیچ شهدی نیست شیرین تر

ز ذوق زهر محنت هم مشو غافل گهی می چش

فضولی هیچ راحت بی مشقت نیست در عالم

بباید ساختن با هر چه باشد خوش اگر ناخوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از عشق و درد دل سخن می‌گوید. او دلی پر از حسرت دارد و با اشاره به زیبایی معشوق، از شور و شوق خود نسبت به او می‌گوید. شاعر به تنهایی و محرومیت خود اشاره کرده و نگرانی‌اش از حضور رقیبانی که می‌توانند از عشق او پرده‌برداری کنند، مشهود است. او همچنین می‌گوید که دنیا پر از مشکلات و مصائب است و عاشقان همیشه با غم و درد مواجه‌اند. در پایان، شاعر به این نکته می‌رسد که هیچ لذت و راحتی بدون زحمتی حاصل نمی‌شود و انسان باید با هر آنچه که پیش می‌آید، سازگاری داشته باشد.