نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۶ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ز جهان گردی ما دیدن یاریست غرض

زین همه سیر درین دشت شکاریست غرض

در سر از پرورش دیده بصد خون جگر

نظری بر گل رخسار نگاریست غرض

مکن ای دیده روان سوی درش سیل سرشک

گر ترا از ره آن سرو غباریست غرض

نه گل و لاله و سروست مرادم زین باغ

گلرخی سرو قدی لاله عذاریست غرض

نیست بیهوده گر اندوخته ام گوهر اشک

بهر تشریف تو ترتیب نثاریست غرض

چاک در سینه گر انداخته نیست ز درد

بهر اندیشه غم راهگذاریست غرض

همه دم کار فضولیست چو نی ناله و زار

مگر از بودن او ناله زاریست غرض

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. او می‌گوید که هدفش از گردش در دنیا و دیدن مناظر مختلف، مشاهده زیبایی و چهره محبوبش است. او از درد و رنجی که در دل خود دارد سخن می‌گوید و اشک‌هایش را برای تجلیل از معشوق جمع‌آوری می‌کند. همچنین، شاعر به نقش عشق و اندوه در زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی ناله‌ها و زاری‌ها نیز ناشی از وجود محبوب هستند. در کل، این شعر پر از احساساتی است که به دنبال پیدا کردن زیبایی و عشق واقعی است.