نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۸ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به رندان از جهنم می‌دهد دایم خبر واعظ

مگر مطلق ندیده در جهان جای دگر واعظ

گریبان چاک ازین غم می‌کند محراب در مسجد

که آب روی منبر برد با دامان تر واعظ

به تفسیر مخالف می‌دهد تغییر قرآن را

تمنای تفوق می‌کند با این هنر واعظ

دم از کیفیت اِعراب مصحف می‌زند هردم

بنای خانه دین می‌کند زیر و زبر واعظ

ز کوی آن صنم سوی بهشت هشت در هردم

چه می‌خواند مرا یارب که افتد در به در واعظ

تنزل از مقام خود نمی‌کرد اینچنین دایم

اگر در منع من می‌داشت قول معتبر واعظ

فضولی نیست میل صحبت واعظ مرا زان رو

که منع اهل دل کرد از بتان سیمبر واعظ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به نقد واعظان و مفسران دینی می‌پردازد که به جای راهنمایی صحیح، تنها اخبار منفی و عذاب و جهنم را منتقل می‌کنند. او به تناقضات و تفسیرهای نادرست آنها از قرآن اشاره کرده و می‌گوید که واعظان به دنبال ارتقاء خود هستند و دین را بر اساس خواسته‌های خود ویران می‌کنند. شاعر با شکایت از این وضعیت، می‌پرسد که چرا واعظان به او امید و آرامش نمی‌دهند و او را به درک عمیق‌تری از عشق و زیبایی‌های زندگی هدایت نمی‌کنند. نهایتاً، او به این نکته اشاره می‌کند که اگر واعظان واقعا به ایمانشان پایبند بودند، نمی‌خواستند مردم را از زیبایی‌های دنیا دور کنند.