شمارهٔ ۲۳۶ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در ره عشق بتانست رفیقم توفیق
غیر توفیق درین راه مرا نیست رفیق
اهل تقلید ندارند ثباتی در ذات
صدق این واقعه از سایه خود کن تحقیق
قطره اشک مرا خوار مبین ای زاهد
حذر ای مورچه زین قطره که بحریست عمیق
آه و اشکم دو گواهند که در دعوی عشق
می دهد از پی هم بر سخن من تصدیق
طالب آن به که مقید بتعلق نبود
هست در راه طلب قید تعلق تعویق
قطره اشک مرا رنگ گل از داغ دلست
لاله رنگ از اثر تاب سهیل است عقیق
در ره عشق فضولی مگزین رسم ورع
بی طریق است خلاف روش اهل طریق
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان تجربههای عشق و موانع آن میپردازد. او از رفیق خود میگوید که در مسیر عشق تنها توفیق را دارد و هیچ همراه دیگری ندارد. اشاره میکند که اهل تقلید در عشق پایداری ندارند و باید حقیقت را از خودشان جستجو کنند. شاعر به زاهد هشدار میدهد که ارزش قطره اشک او را نادیده نگیرد، زیرا این اشکها نشاندهنده عمق احساساتش هستند. او عشق واقعی را به چیزی وابسته نمیداند و معتقد است که وابستگیها در پیجوی عشق باعث تأخیر میشود. همچنین، رنگ اشکهایش را به زیبایی گل و اثرات خیالی به «سهیل» تشبیه میکند و هشدار میدهد که وارد فضولی و شک در عشق نشود، زیرا این کار با روش حقیقی عشق در تضاد است.