شمارهٔ ۲۳۹ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما را ز وصل دوست جدا می کند فلک
باز این چه دشمنیست بما می کند فلک
کار فلک همیشه بما نیست جز جفا
آه این چه کارهاست چها می کند فلک
می افکند مدام ز خوبان جدا مرا
کاری که خوب نیست چرا می کند فلک
تا نسبتی بخود دهدم از یگانگی
قدر مرا همیشه دو تا می کند فلک
می پرورد نهال قد دلبران بناز
ما را نشان تیر بلا می کند فلک
محبوب نیست بهر چه چندین جفا و جور
بر عاشقان بی سر و پا می کند فلک
مقصود ما وفاست فضولی ولی چه سود
با ما مخالف است جفا می کند فلک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احساس جدایی و جفاهایی که از سمت فلک (سرنوشت یا تقدیر) متحمل میشود، اشاره میکند. او با ناامیدی میگوید که فلک به جای مهربانی، او را از معشوقش جدا میکند و دائما موجب درد و رنج عاشقان است. شاعر از بیعدالتی و زجرهایی که تقدیر به او تحمیل کرده، گلایه میکند و نشان میدهد که عشق و وفاداری او به محبوب، در برابر سختیهای زندگی و جفایی که از فلک میبیند، کماثر است. در نهایت، او به بیثمر بودن تلاشها و آرزوهایش در مواجهه با این مشکلات اشاره میکند.