شمارهٔ ۳۴۴ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
درد دل ما را ز ره لطف دوا کن
لطفی بنما چاره درد دل ما کن
عمریست که مشتاق لقاییم خدا را
زین بیش مشو پرده نشین عرض لقا کن
از پای در افتادم و از سر بگذشتم
از بهر خدا فکر من بی سر و پا کن
آزردن دلها اثر نیک ندارد
تا چند جفا پیشه کنی ترک جفا کن
محرومی عشاق روا نیست ز وصلت
بی رحم مشو حاجت عشاق روا کن
ای دل مزن از سلسله زلف بتان دم
بشنو سخن من حذر از دام بلا کن
عاشق روشی دارد و معشوق طریقی
گر یار جفا کرد فضولی تو وفا کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که به درد و دل او گوش دهد و مشکلش را حل کند. او از سالها انتظار برای دیدار محبوبش میگوید و از خدا میخواهد که هر چه زودتر پردهها را کنار بزند. شاعر از حالتی از شدت عشق و وابستگی صحبت میکند که حتی از پا افتاده است و از خدا تقاضا دارد که به او کمک کند. او بیان میکند که آزار دادن دلها اثر مثبتی ندارد و از طرف مقابل میخواهد که از رفتارهای ناپسند دست بردارد و به خواستههای عاشقان پاسخ مثبت دهد. در نهایت، شاعر به عاشق و معشوق اشاره میکند و یادآوری میکند که در عشق، باید پا در میان بگذارند و فضولی کنند تا به هم برسند.