نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸۰ فضولی

فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای که تا یار منی در پی آزار منی

کشم آزار ترا چون نکشم یار منی

سر ز سنگ ستم و تیغ جفایت نکشم

دلبر پر ستم و یار جفاکار منی

دل ز تیر تو تن از داغ تو ذوقی دارد

ذوق بخش دل زار و تن افگار منی

خبری نیست ز خود بی تو دل زار مرا

تو چرا بی خبر از حال دل زار منی

نیست شبها غم بیداری من بر تو نهان

لله الحمد تو در دیده بیدار منی

مرض عشق نشد بر تو مشخص ناصح

گرچه عمریست طبیب دل بیمار منی

چند در عشق زنی طعنه فضولی بر من

ز تو خشنود نیم منکر اطوار منی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به معشوقی اشاره دارد که به رغم آزارهایی که به او می‌زند، هنوز هم او را دوست دارد و از دست رفتن او را غیرممکن می‌داند. او از درد و رنج عشق می‌گوید و تاکید می‌کند که حتی در بی‌خبری معشوق از حال دلش، عشق او همچنان زنده است. شاعر احساس می‌کند که دیگران در عشق او مزاحمت ایجاد می‌کنند، اما او همچنان به عشق و وابستگی‌اش به معشوق ادامه می‌دهد. در کل، این شعر بیانگر تنش‌ها و پیچیدگی‌های روابط عاشقانه است.