شمارهٔ ۳۹۰ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از پری رویان بدل بردن همین مایل تویی
آن که می خواهد دل عشاق خونین دل تویی
بی تو گر باشد بچشمم تیره عالم دور نیست
رونق این کارگاه و شمع این محفل تویی
شد جمال لیلی و شیرین ز شرمت پرده پوش
ناقصی چندند خوبان دگر کامل تویی
با توام خوش حال در ملک وجود ای درد عشق
بی تو چون باشم انیس من درین منزل تویی
از تو می خواهم مدد در بند زلف او صبا
ز آن که بگشاینده این عقده مشکل تویی
گر تویی منسوب بر بیداد او ای دل مرنج
بر که عرض نقد حسن خود کند قابل تویی
کرده دفع غم عالم فضولی با جنون
در میان مردم عالم همین عاقل تویی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند و محبوب را به عنوان منبع زیبایی و شمع محفل عشق معرفی میکند. او بیان میکند که بیوجود محبوب، جهان تاریک و بیروح است و تنها اوست که زیباییها را کامل میکند. شاعر همچنین از درد عشق و نیاز به همراهی محبوب صحبت میکند و او را باارزشترین و عقلترین فرد در میان مردم میداند. در نهایت، به تصویر کشیدن عشق و وابستگی به محبوب، محور اصلی این شعر است.