شمارهٔ ۴۰۷ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
چند ای دل نامه وصف بتان املا کنی
ذکر خوبان پری رخسار مه سیما کنی
گه زنی از غمزه مردم کش خون ریز دم
گه زبان در مدحِ لعلِ دُرفِشان گویا کنی
گه ز شوق خال داغی بر دل پر خون نهی
گاه فکر زلف را سرمایه سودا کنی
بر زبان آری شکایت هر دم از جور بتان
بی گناهی چند را هرجا رسی رسوا کنی
وقت آن آمد کزین وضع پریشان بگذری
باقی اوقات خود صرف ره تقوا کنی
گر پری سوی تو آید چشم نگشایی برو
چشم و دل را مطلع خورشید استغنا کنی
شد فضولی شیوه رندی مکرر بعد ازین
بِه که طُورِ تازه ای ، طرزِ نُوی پیدا کنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از احساسات عاشقانه و درونی خود نسبت به زیباییهای معشوق سخن میگوید. او به توصیف زیباییهای چهره و رفتار یار میپردازد و افکار و احوالات خود را در پیوند با محبت و جدایی بیان میکند. شاعر از غم و شادیهای ناشی از عشق میگوید و خاطرنشان میکند که باید به تلاشهای مثبت و تقوا پرداخته و از افکار و رفتارهای منفی دوری کند. همچنین به اهمیت دیدگاهها و بینشهای جدید در عشق اشاره دارد. در نهایت، او به دنبال شیوهای نو و تازه در عشق است.