شمارهٔ ۵۸ فضولی
فضولی بغدادی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
ای همه دم بزم تو جای رقیب
بهر تو ناچار لقای رقیب
امر محالست مرا از تو کام
کام تو چون هست رضای رقیب
جور و جفای تو برای منست
مهر و وفای تو برای رقیب
بر سر کوی تو گذر می کند
چون ننهم روی بپای رقیب
دیدن هر واقعه سهل است لیک
سخت بلاییست بلای رقیب
زندگی اهل دل از وصل تست
وصل تو موقوف فنای رقیب
صبر و قرار تو فضولی کم است
کمتر از آن مهر و وفای رقیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و رقابت در آن میپردازد. شاعر در آن به تفاوت بین عشق خود و محبت رقیب اشاره میکند. او میگوید که درد و سختیها برای او به خاطر محبوبیش است و در عین حال، خوشبختی و شادکامیاش وابسته به وصال محبوبش میباشد. غم و جفاهای محبوب را تحمل میکند، اما آنچه او را میآزارد، وجود رقیب است. در نهایت، شاعر اشاره میکند که تمامی احساسات و افکارش به عشق و رقابت با رقیب معطوف است و زندگیاش به وصال محبوبش وابسته است.