شمارهٔ ۳۹ فضولی
فضولی بغدادی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از سخن خوانی کشیدم پیش اهل روزگار
ذوقهای گونه گون در وی ز انواع نعم
نیستم شرمنده هر مهمان که آید سوی من
خواه از ترک آید و خواه از عرب خواه از عجم
هر که باشد گو بیا و هر چه باید گو ببر
نعمت باقیست این قسمت نخواهد گشت کم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به خوشآمدگویی به مهمانان خود میپردازد و از تنوع ذوق و سلیقهها در دیدار با آنان صحبت میکند. او ابراز میکند که از هیچکس، چه ترک، چه عرب و چه عجم، شرمنده نیست و به همه خوشامد میگوید. همچنین تأکید دارد که نعمتهایی که او دارد، برای همه کافی و بدون کمبود است.