نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۶ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

زندهٔ جاوید کیست کشتهٔ شمشیر دوست

دل که مرا در برست به که به زنجیر دوست

دیده عزیزم ولی یار چو گیرد کمان

دیده سپر بایدم کرد بر تیر دوست

پای به میدان عشق گر بنهی بنگری

مردم آزاده را رشک به نخجیر دوست

در همه عالم دلی رسته نبینی ز بند

صید گر اینسان کند زلف گرهگیر دوست

گردن تسلیم پیش آور قاآنیا

ور سر و جان می‌رود در سر تقدیر دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و فراق می‌پردازد و به تشبیه‌های زیبا و احساسی در مورد رابطه با دوست و معشوق اشاره می‌کند. شاعر از دل‌شکستگی و دشواری‌های عشق می‌گوید و احساسات عمیق خود را نسبت به دوست و تقدیر بیان می‌کند. در نهایت، شاعر با تسلیم در برابر تقدیر و عشق، به زیبایی‌های آن اشاره می‌کند و عشق را بالاتر از همه چیز می‌داند.