نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۴ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

نکو نبود به یکبار ترک ما گفتن

ز ما بریدن و صد شکوه برملا گفتن

نظر نکردن و از خشم روی تابیدن

غضب نمودن و بی‌وجه ناسزا گفتن

عبارتی که به بیگانه کس نمی گوید

ادب نکردن و در حق آشنا گفتن

نشان حالت شب یک به یک ادا کردن

حدیث مستی ما را بدان ادا گفتن

هزار عشوه نه یک روز روزها کردن

هزار شکوه نه یکبار بارها گفتن

به سهو زلف‌ تو گفتم شبی که مشک‌ ختاست

هنوز خجلتم آید از آن خطا گفتن

تو گفته‌ایی که چه گفته است قاآنی

به جان تو که ملولم از آن چها گفتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی از ناامیدی و رنجش ناشی از بی‌توجهی و بی‌ادبی معاشران اشاره دارد. گوینده از ترک رابطه و ناراحتی ناشی از اظهارات بی‌جا و خشم‌آمیز دیگران شکایت می‌کند. او به وصف حالتی می‌پردازد که در آن افراد به راحتی به آشنایان توهین می‌کنند و از ادب و احترام فاصله می‌گیرند. همچنین، شاعر از احساس خجالتش در خصوص بیان نظرات ناپسند درباره معشوقه‌اش یاد می‌کند و در نهایت ابراز می‌کند که از شنیدن ندانم‌کاری‌ها و شایعات درباره خودش خسته و ملول است. در کل، شعر به عمق احساسات شاعر و چالش‌های روابط انسانی می‌پردازد.