نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۶۰ قاآنی

قاآنی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

ای تیره زلف درهم ای نافهٔ تتاری

کار من از تو درهم روز من از تو تاری

گر نیستی تن من تا چند گوژپشتی

ور نیستی دل من تا چند بیقراری

کردی سیاهکارم تا کی سفیدچشمی

کردی سفید چشمم تا کی سیاهکاری

تا رسم روزگارت شد آفتاب‌پوشی

رسم منست تا روز هرشب ستاره باری

جز توکدام هندو بر دل زند شبیخون

جز تو کدام جادو بر مه کند سواری

مار ار نیی بگنجت از چیست پاسبانی

ابر ار نیی به مهرت از چیست پرده‌داری

آزر نیی چگونه لعبت همی تراشی

مانی نیی چگونه صورت همی نگاری

داود گر نیی تو با جوشنت چه بازی

هاروت گر نیی تو با زهره‌ات چه یاری

کلک موید دین گر نیستی پس از چه

همواره عنبر تر بر سیم ساده باری

حاجی که هست هر فرد از جزو مدحت او

بر دفتر سعادت سرلوح کامگاری

آن نور و چشم بینش وان رحمت خدایی

آن فر آفرینش وان فیض کردگاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و تشویش ناشی از دوری معشوق می‌پردازد. شاعر با زیبایی و ظرافت به توصیف احساسات خود نسبت به معشوق می‌پردازد و بر ناپایداری و تضادهای عاشقانه تأکید می‌کند. او از سیاهکاری و سفیدچشمی معشوق می‌گوید و از وضعیت دردناک خود در نبود او شکایت می‌کند. شاعر همچنین به قدرت معشوق و تأثیر او در زندگی‌اش اشاره می‌کند، و به نوعی بر نیازش به وجود او تأکید دارد. در نهایت، وی به زیبایی‌های آفرینش و نعمت‌های الهی در وجود معشوق اشاره می‌کند.