نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ - قطعه‌ایست در مورد مربای سیب قائم مقام فراهانی

قائم مقام فراهانی / قصاید و قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

من که پرورده طعم آبم

از چه با تهمت شهد نابم

نقطه ممتنع التقسیمم

مرکز دایره پشقابم

وحدت صرف و ببرهان شهود

رد هر مشرک و هر مرتابم

منم آن دخت که در حجله شاخ

شد فرو چیده به عیش اسبابم

بود در شاخ زمرد مهدم

بود در مهد زبرجد خوابم

دایه صنع همی سود به چهر

گه سفیدابم و گه سرخابم

غافل از گردش چرخ دولاب

که به طهران کشد از دولابم

پس به ناظر دهدم کز تن، پوست،

به در آرد بتر از قصابم

ناظرا کارد به پهلو مزنم

نه توئی رستم و من سهرابم

منم آن زائده خوان وزیر

که کنون مائده اصحابم

دست ها سجده به سویم آرند

به مثال که مگر محرابم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف شخصیت و هویت شاعر می‌پردازد. شاعر خود را به عنوان کسی معرفی می‌کند که از طعم آب زندگی بخش بهره‌مند شده و در عین حال به وی تهمت‌هایی زده می‌شود. او خود را مرکز دایره و نقطه‌ای منحصر به فرد می‌داند و به وحدت وجود اشاره می‌کند. شاعر معتقد است که او در دنیای مادی، نمادی از زیبایی و حقیقت است و به نوعی پیشوایی می‌کند که مورد احترام و عبادت دیگران قرار می‌گیرد. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که نه تنها برتری دارد بلکه مانند مهارت‌های بزرگ تاریخی، به خودآگاهی و بررسی عمیق‌تر از وجود خویش رسیده است.