شمارهٔ ۱۳۵ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هم «انا الله » خوان درختی را به گفتار آورد
هم «انا الحق » گوی مردی را سر دار آورد
ای که پنداری که ناچارست گردون در روش
نیست ناچار آن که گردون را به رفتار آورد
نکته ای داریم و با یاران همی گوییم فاش
طالب دیدار باید تاب دیدار آورد
دانه ها چون ریزد از تسبیح تاری بیش نیست
این مشعبد دیر گاه از سبحه زنار آورد
جذب شوقش بین که در هنگام برگشتن ز دیر
در قفای خویشتن بت را به رفتار آورد
آن کند قطع بیابان این شکافد مغز کوه
عشق هر یک را به طرز خاص در کار آورد
آه ما را بین که نارد از دل سختش خبر
باد را نازم که ابر از سوی کهسار آورد
نزد ما حیف ست گو نزد زلیخا میل باش
جذبه ای کز چاه یوسف را به بازار آورد
نیست چون در منطقش جز ذکر شاهد حرف و صوت
شاهدی باید که غالب را به گفتار آورد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از مولانا به بررسی مفاهیمی چون عشق، وجود و حقیقت میپردازد. شاعر به قدرت عشق اشاره میکند که میتواند ناپیداها را به حقیقت تبدیل کند و انسانها را به درک عمیقتری از وجود برساند. او بر این نکته تأکید میکند که بر خلاف باورهای معمول، گردون (سرنوشت) تحت تأثیر رفتار انسانهاست و میتوان با عشق و اشتیاق، تغییراتی در آن ایجاد کرد. این شعر به تبیین تجربیات و جذبههای درونی انسان پرداخته و دعوت به دیدار و شناخت بیشتر از خود و حقیقت را میکند. در نهایت، مولانا به وجود شاهد و نشانهها در عالم اشاره میکند که برای درک عمیقتر واقعیتها ضروری هستند.