شمارهٔ ۱۳۹ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
من به وفا مردم و رقیب به در زد
نیمه لبش انگبین و نیمه تبر زد
در نمکش بین و اعتماد نفوذش
گر به می افگند هم به زخم جگر زد
کیست درین خانه کز خطوط شعاعی
مهر نفس ریزه ها به روزن در زد؟
دعوی او را بود دلیل بدیهی
خنده دندان نما به حسن گهر زد
غیرت پروانه هم به روز مبارک
ناله چه آتش به بال مرغ سحر زد
لشکر هوشم به زور می نشکستی
غمزه ساقی نخست راه نظر زد
زان بت نازک چه جای دعوی خونست
دست وی و دامنی که او به کمر زد
برگ طرب ساختیم و باده گرفتیم
هر چه ز طبع زمانه بیهده سر زد
شاخ چه بالد گر ارمغان گل آرد
تاک چه نازد اگر صلای ثمر زد
کام نبخشیده ای گنه چه شماری
غالب مسکین به التفات نیرزد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف عواطف و احساسات عاشقانهاش میپردازد. او از عشق و وفا صحبت میکند و به زخمهایی اشاره دارد که عشق بر دل او گذاشته است. شاعر به زیبایی چهره محبوب و اثرات آن بر روح و احساساتش اشاره میکند و به نوعی به تضاد احساسات و مشکلاتی که در عشق وجود دارد، میپردازد. همچنین به لطافت و ظرافت عشق و اینکه چگونه گاهی در عشق به زخمهای درونی اشاره شده است، تأکید میکند. در کل، شعر بیانگر تلاطمهای عاطفی و زیباییهای عشق است.