نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

نادان صنم من روش کار نداند

بر هر که کند رحم سر از بار نداند

بی دشنه و خنجر نبود معتقد زخم

دلهای عزیزان به غم افگار نداند

بر تشنه لب بادیه سوزد دلش از مهر

اندوه جگر تشنه دیدار نداند

گویم سخن از رنج و به راحت کندش طرح

روز سیه از سایه دیوار نداند

دل را به غم آتشکده راز نسنجد

دم را به تف ناله شرربار نداند

عنوان هواداری احباب نبیند

پایان هوسناکی اغیار نداند

دشوار بود مردن و دشوارتر از مرگ

آنست که من میرم و دشوار نداند

دانم که ندانست و ندانم که غم من

خود کمتر از آنست که بسیار نداند

از ناکسی خویش چه مقدار عزیزم

در عربده خوارم کند و خوار نداند

گردم سر آوازه آزادگی خویش

صد ره نهدم بند و گرفتار نداند

فصلی ز دل آشوبی درمان بسرایید

تا چند به خود پیچم و غمخوار نداند

پیمانه بر آن رند حرام ست که غالب

در بیخودی اندازه گفتار نداند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر به بیان درد و رنج‌های عاطفی و اجتماعی می‌پردازد. شاعر از نادانی افرادی که به خود ظلم می‌کنند و نسبت به احساسات و غم‌های دیگران بی‌توجه‌اند، سخن می‌گوید. او به ویژه بر عدم درک و فهم عمیق عشق و دوستی تاکید دارد و بیان می‌کند که مرگ سخت است، اما دشوارتر از آن زندگی‌ای است که با نادانی و بی‌احساسی سپری شود. شاعر همچنین به آزادی و استقامت خود اشاره می‌کند و اشاره می‌کند که نمی‌تواند به تنهایی با غم‌هایش کنار بیاید. در نهایت، او از بی‌خودیش و بی‌توجهی به واقعیت‌های زندگی شکایت دارد.