نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۰ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دلستانان بحل اند ار چه جفا نیز کنند

از وفایی که نکردند حیا نیز کنند

چون ببینند بترسند و به یزدان گروند

رحم خود نیست که بر حال گدا نیز کنند

خسته تا جان ندهد وعده دیدار دهند

عشوه خواهند که در کار قضا نیز کنند

خون ناکامی سی ساله هدر خواهد بود

مهر با ما اگر از بهر خدا نیز کنند

اندر آن روز که پرسش رود از هر چه گذشت

کاش با ما سخن از حسرت ما نیز کنند

از درختان خزان دیده نباشم کاینها

ناز بر تازگی برگ و نوا نیز کنند

گر بود کوتهی از عمر، تو دانی و اجل

گفته ای کار به هنگام روا نیز کنند

نشوی رنجه ز رندان به صبوحی کاین قوم

نفس باد سحر غالیه سا نیز کنند

گفته باشی که ز ما خواهش دیدار خطاست

این خطایی ست که در روز جزا نیز کنند

حلق غالب نگر و دشنه سعدی که سرود

«خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند»

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و خیانت پرداخته و بیانگر درد و رنجی است که شخص عاشق از بی‌وفایی معشوق تجربه می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که حتی اگر معشوق به او جفا کند، هنوز باید حیا داشته باشد و از پروردگار بترسد. با وجود همه دردهایی که کشیده، همچنان امید به دیدار و عشق باقی مانده است. در نهایت، شاعر به ناامیدی و حسرت خود اشاره کرده و آرزو دارد که در روز قیامت از خاطرات تلخ عشقش سخن گفته شود. شاعری که به زیبایی‌های عشق و رنج آن پرداخته، به پیچیدگی‌های احساسات انسانی و وفاداری در مقابل خیانت می‌‌نگرد.