نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲۷ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به خون تپم به سر رهگذر دروغ دروغ

نشان دهم به رهت صد خطر دروغ دروغ

مرو به گفت بدآموز و بیمناک مباش

من و ز ناله تلاش اثر دروغ دروغ

فریب وعده بوس و کنار یعنی چه؟

دهن دروغ دروغ و کمر دروغ دروغ

طراوت شکن جیب و آستینت کو

ز نامه دم مزن ای نامه بر دروغ دروغ

من و به ذوق قدم ترک سر درست درست

تو و ز مهر به خاکم گذر دروغ دروغ

تو و ز بیکسییم این همه شگفت شگفت

من و به بندگیت این قدر دروغ دروغ

اگر به مهر نخواندی به ناز خواهی کشت

نه هر چه وعده کنی سر به سر دروغ دروغ

دگر کرشمه در ایجاد شیوه نگهی ست

تو و ز عربده قطع نظر دروغ دروغ

درین ستیزه ظهوری گواه غالب بس

«من و ز کوی تو عزم سفر دروغ دروغ »

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نقد دروغ و فریب در روابط انسانی می‌پردازد. شاعر با دقت به مضامین دروغ و نیرنگی که در زندگی روزمره وجود دارد، اشاره می‌کند و بر این نکته تأکید می‌کند که وعده‌ها و محبت‌های ظاهری می‌توانند خالی از حقیقت باشند. او از معشوقه خود می‌خواهد که از وعده‌های توخالی فاصله بگیرد و به واقعیت‌ها توجه کند. همچنین شاعر به جدال‌های درونی و کمبودهایی که در زندگی تجربه می‌کند اشاره کرده و به ناامیدی ناشی از دروغ‌های پیاپی اشاره دارد. در نهایت، او به این نتیجه می‌رسد که در عشق و دوستی، راستگویی و صداقت از اهمیت بیشتری برخوردارند.