شمارهٔ ۲۶۸ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا فصلی از حقیقت اشیا نوشتهایم
آفاق را مرادف عنقا نوشتهایم
ایمان به غیب تفرقهها رفت از ضمیر
ز اسما گذشتهایم و مسما نوشتهایم
عنوان رازنامه اندوه ساده بود
سطر شکست رنگ به سیما نوشتهایم
قلزم فشانی مژه از پهلوی دل است
این ابر را برات به دریا نوشتهایم
خاکی به روی نامه نیفشاندهایم ما
رخصت بدان حریف خودآرا نوشتهایم
در هیچ نسخه معنی لفظ امید نیست
فرهنگنامههای تمنا نوشتهایم
آینده و گذشته تمنا و حسرت است
یکی کاشکی بود که به صد جا نوشتهایم
دارد رخت به خون تماشا خطی ز حسن
روشن سواد این ورق نانوشتهایم
رنگ شکسته عرض سپاس بلای تست
پنهان سپردهای غم و پیدا نوشتهایم
آغشتهایم هر سر خاری به خون دل
قانون باغبانی صحرا نوشتهایم
کویت ز نقش جبهه ما یک قلم پر است
لختی سپاس همدمی پا نوشتهایم
غالب الف همان علم وحدت خودست
بر «لا» چه بر فروزد گر «الا» نوشتهایم؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی مفاهیم عمیق و فلسفی درباره حقیقت و واقعیت میپردازد. شاعر از نقص و کمبود معنایی در زندگی و ارتباطات انسانی سخن میگوید و به تفاوت بین اسم و مسما اشاره میکند. او به سر درد و اندوهی که از این تضادها ناشی میشود، پرداخته و بر اثرات آن بر روی دل و احساسات تاکید میکند. در نهایت، شاعر به جستجوی زیبایی و حقیقت در عمیقترین لایههای زندگی اشاره دارد و خواهان وحدت و همدلی در میان انسانها است. این متن به نوعی دغدغههای انسانی، احساسات عمیق و جستجوی معنا در زندگی را به تصویر میکشد.