شمارهٔ ۳۰۰ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هله من عاشق ذاتم تنه ناها یا هو
ناظر حسنه صفاتم تنه ناها یا هو
موسی و خضر و تماشای تجلی بر طور
من نه در بند جهاتم تنه ناها یا هو
شرر آتش رخشنده عشقم که یکیست
دم میلاد و وفاتم تنه ناها یا هو
ظلمت کفر مبین روشنی طبع نگر
چشمه آب حیاتم تنه ناها یا هو
فن تحریر به من نازد و من فارغ از آن
مرجع کلک و دواتم تنه ناها یا هو
بر در دوست همی بیهده نالم که مباد
رنجد از صبر و ثباتم تنه ناها یا هو
پرورش جز به خورش نیست همانا رازق
بر جگرداده براتم تنه ناها یا هو
مجرم عالم ارواح و به پاداش عمل
خسته قید حیاتم تنه ناها یا هو
تکیه بر مغفرت اوست نه بر طاعت خویش
تارک صوم و صلاتم تنه ناها یا هو
چشم دارم که به ره روی دهد بیخودیی
جز بدین نیست نجاتم تنه ناها یا هو
غالبم تشنه تلخاب نه همچون حافظ
مایل شاخ نباتم تنه ناها یا هو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق عمیق و ارتباط روحانی شاعر با ذات خویش و خداوند است. شاعر از احساسات درونی خود، مشاهدهی زیباییها و تجلیات الهی صحبت میکند و به اینکه در بند دنیا و مادیات نیست، اشاره میکند. او به عشق و آتش درون خود اشاره میکند و بر شیرینی زندگیاش تأکید میکند. همچنین به اهمیت تکیه بر رحمت الهی به جای اعمال خویش و جستجوی نجات از طریق عشق و شوق به خداوند میپردازد. در انتها، شاعر با تشنگی به دنبال حقیقت و معانی عمیقتر در زندگی است.