نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۳ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

زاهد که و مسجد چه و محراب کجایی؟

عیدست و دم صبح می ناب کجایی؟

دریا ز حباب آبله پای طلب تست

نور نظر ای گوهر نایاب کجایی؟

بوی گل و شبنم نسزد کلبه ما را

صرصر تو کجا رفتی و سیلاب کجایی؟

حشرست و خدا داور و هنگامه به پایان

ای شکوه بی مهری احباب کجایی؟

آن شور که گرداب جگر داشت ندارد

ای لخت دل غرقه به خوناب کجایی؟

با گرمی هنگامه خواهش نشکیبم

آتش به شبستان زدم ای آب کجایی؟

چون نیست نمکسایی اشکم به فغانم

کای روشنی دیده بی خواب کجایی؟

غواصی اجزای نفس دیر ندارد

از دل ندمی داغ جگرتاب کجایی؟

شوری ست نواریزی تار نفسم را

پیدا نه ای ای جنبش مضراب کجایی؟

بنمای به گوساله پرستان ید بیضا

غالب به سخن صاحب فرتاب کجایی؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این غزل شاعر به جستجوی معنوی و عمیق در مورد عشق، خدا و وجود دوستان می‌پردازد. او از زاهد و مسجد می‌پرسد که "کجایید" و به دنبال درک حقیقتی والاتر است. در ادامه، شاعر از زیبایی‌های خداوند و حسی از فقدان و تنهایی سخن می‌گوید و به یاد عید و شور و شوق می‌افتد. او به حالت درونی خود اشاره می‌کند که پر از درد و آتش است و از عدم وجود معشوق و روشنایی در زندگی‌اش گلایه می‌کند. در نهایت، او به جستجوی حقیقت و ارتباط با خدا دعوت می‌کند و غم و اندوه موجود در دلش را به تصویر می‌کشد.