نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

ای به خلا و ملا خوی تو هنگامه زا

با همه در گفتگو بی همه با ماجرا

شاهد حسن ترا در روش دلبری

طره پر خم صفات موی میان ماسوا

دیده وران را کند دید تو بینش فزون

از نگه تیزرو گشته نگه توتیا

آب نبخشی به زور خون سکندر هدر

جان نپذیری به هیچ نقد خضر ناروا

بزم ترا شمع و گل خستگی بوتراب

ساز ترا زیر و بم واقعه کربلا

نکبتیان ترا قافله بی آب و نان

نعمتیان ترا مائده بی اشتها

گرمی نبض کسی کز تو به دل داشت سوز

سوخته در مغز خاک ریشه دارو گیا

مصرف زهر ستم داده به یاد توام

سبز بود جای من در دهن اژدها

کم مشمر گریه ام زانکه به علم ازل

بوده در این جوی آب گردش هفت آسیا

ساده ز علم و عمل، مهر تو ورزیده ایم

مستی ما پایدار، باده ما ناشتا

خلد به غالب سپار زان که بدان روضه در

نیک بود عندلیب خاصه نوآیین نوا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به زیبایی و جذابیت معشوق پرداخته و به نوعی دل‌باختگی شاعر نسبت به او را نشان می‌دهد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند شمع و گل، به وصف حال و هوای عشق و خاطرات خود پرداخته و از هنر و زیبایی معشوق تعریف می‌کند. همچنین به تأثیر عمیق وجود او بر زندگی خود اشاره دارد و بر این باور است که عشق و مهر آن معشوق، حیات و زیبایی را در زندگی‌اش رقم زده است. شعر به نوعی بیانگر سیر و سلوک عاشقانه و اشتیاق شاعر به وصال محبوب است.