نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در هجر طرب بیش کند تاب و تبم را

مهتاب، کف مار سیاه ست شبم را

آوخ که چمن جستم و گردون عوض گل

در دامن من ریخته پای طلبم را

ساز و قدح و نغمه و صهبا همه آتش

یابی ز سمندر ره بزم طربم را

در دل ز تمنای قدمبوس تو شوری ست

شوقت چه نمک داده مذاق ادبم را

از لذت بیداد تو فارغ نتوان زیست

دریاب عیار گله بی سببم را

ترسم که دهد ناله جگر را به دریدن

قطع نظر از جیب، بدوزید لبم را

از ناله به نبضم بنه ای دوست سرانگشت

مانند نی اندر ستخوان جوی تبم را

ساقی به نمی کز قدح باده چکانی

بر خلد بخندان لب کوثر طلبم را

در من هوس باده طبیعی ست که غالب

پیمانه به جمشید رساند نسبم را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احوالات عاشقانه و حالت‌های شاد و غم‌انگیز شاعر است. شاعر از longing (اشتياق) و غم دوری از محبوب می‌نزد و به موزیک، باده و جشن‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که همه آنها برایش آتشین و روح‌افزا هستند. او نسبت به این عشق شور و شوق دارد و از لذت‌های آن نمی‌تواند دور بماند. همچنین بیان می‌کند که ناله‌های دلش را نمی‌تواند پنهان کند و امیدوار است معشوقه‌اش به حال او رسیدگی کند. در نهایت، با اشاره به باده و جشن، خواهان رهایی از غم‌هایش است و اینجا باده را به عنوان وسیله‌ای برای نزدیکی و لذت می‌بیند.