نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - حکایت قاسم انوار

قاسم انوار / انیس العارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خارپشتی بد میان کوهسار

خویشتن را کرده پنهان زیر خار

در گریبان برده سر فارغ ز خلق

هم ز خارخویش خود را کرده دلق

در میان سنگلاخی تشنه لب

وز کمال تشنگی در عین تب

رو به جائع میان کوه و دشت

از برای طعمه ای میک رد گشت

میدوید از حیله هر سو جانور

ناگهش بر خار پشت آمد گذر

بر سرش کرد از حیل بولی روان

خار پشتک را بباران شد گمان

خسته را از تشنگی لب خشک بود

بهر باران سر برون آورد زود

جنبشش را دید روبه،شاد شد

در زمانش طعمه کرد،آزاد شد

خویشتن بنمود جان بر باد داد

از طریق خودنمائی، داد! داد!

خودنمایی کار مرد راه نیست

خودنما از درد دین آگاه نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره‌ی خارپشتی است که به طرز ناشیانه‌ای به دنبال طعمه می‌گردد. او در کوهسار و زیر خارها پنهان شده و به دلیل تشنگی لب‌هایش خشک شده است. زمانی که او سرش را برای آب بیرون می‌آورد، ناگهان روباهی او را می‌بیند و به طعمه‌اش تبدیل می‌شود. این داستان به ما می‌آموزد که خودنمایی و نداشتن آگاهی از شرایط می‌تواند به خطر افتادن انسان و از دست دادن جانش منجر شود. بنابراین، خودنمایی کار درستی نیست و انسان باید در درد دین و خطراتش خود را هوشیار نگه دارد.