بخش ۸ - فی معرفة، ماهیة النفس قاسم انوار
قاسم انوار / انیس العارفین / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مرحبا!ای سایل شیرین سؤال
در بیان نفس خود بشنو مقال
صانعی،کو انس و جان راآفرید
عقل ونفس وقلب وجان راپرورید
دادانسان را کمال از چار چیز
قادر بیچون بتقدیر عزیز
بلغم و صفرا و سودا بعد ازان
خون که باشد در همه اعضا روان
زان سپس آرد ز عین لطف وجود
زین چهار ارکان بخاری در وجود
گر کسی از عین حکمت داندش
بی شکی روح طبیعی خواندش
در وجود آرد بخاری زین بخار
روح حیوانیش گوید هوشیار
بعد ازان از روح حیوانی دگر
زو بخاری صاف تر آید بدر
بس لطیف و روشن و زیبا بود
روح قدسی را درو مأوا بود
روح انسانیش گویند،ای پسر
قابل انوار گردد سر بسر
منزل روح القدس گردد تمام
عارفان زان پس کنندش نفس نام
روح قدسی قوتش بخشد،بدان
کار فرمای حواس آید،بدان
چونکه تقوی ورزد و زهد و صلاح
مطمئنه باشد اندر اصطلاح
گر ز تقوی در فجوری عاق شد
اسم اماره برو اطلاق شد
ور میان هر دو ساکن شد دمی
عارفان لوامه خوانندش همی
اصل تقوی و فجور ازچیست باز؟
ای برادر،لطف و قهر بی نیاز
خلق را سر رشته آنجا شد ز دست
هر که آمد در شریعت، رست، رست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به بیان مراحل و اجزاء وجود انسان پرداخته و نقش روح و سلامت روانی او را توضیح میدهد. در ابتدا، به خلقت انسان و وجود چهار عنصر اصلی (بلغم، صفرا، سودا و خون) اشاره میکند که همه در وجود او تاثیر دارند. سپس به روح حیوانی و روح قدسی اشاره میکند و میگوید که روح قدسی میتواند انسان را به فطرت اصلیاش نزدیک کند و او را در مسیر عرفان و نور هدایت کند. نویسنده به اهمیت تقوا و زهد در زندگی اشاره میکند و تأکید دارد که تقوا باعث آرامش و اطمینان روحی میشود، در حالی که فجور انسان را به انحراف میکشاند. سرانجام، اشاره میشود که انسان با پایبندی به اصول شریعت به رستگاری میرسد و از قید بندگی رهایی پیدا میکند.