شمارهٔ ۱۰۵ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در مذهب ما باده مباحست و حلالست
این باده ز خم خانه اجلال جلالست
این یار چه اشنید که در ماتم هجرست؟
آن خواجه چه دیدست که سرمست وصالست؟
جز عشق خدا، هرچه دلت را برباید
گر نیر شمسست که در عین زوالست
هرگز بخدا ره نبری، تا تو تو باشی
این فکر خیالست و خیال تو محالست
این جا سخن از عاشق و معشوقه و عشقست
این جا سخن از نشأئه آن بحر زلالست
ما پیشتر از آدم و حوا و جهانیم
از ما سخن سال مپرس، این چه سؤالست
در شیوه شیرین تو حالیست، که قاسم
سرگشته و حیران شده کین حال چه حالیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مسأله عشق و ارتباط آن با خدا و هستی پرداخته است. او بیان میکند که در مذهبش نوشیدن شراب حلال و مقبول است و این شراب از خانهای معظّم سرچشمه میگیرد. شاعر به تضاد عشق و جدایی اشاره میکند و میگوید هر چیزی جز عشق خدا، تنها خیال و توهم است. او تأکید میکند که نباید از خود فاصله بگیریم و درک درستی از عشق و وجود خود داشته باشیم. در نهایت، شاعر به اینکه ما فراتر از آدم و حوا هستیم اشاره میکند و این شناخت را از مسائل روزمره مهمتر میداند. او به حالت حیرت و سرگشتگی در عشق نیز اشاره میکند.