شمارهٔ ۱۱۰ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
موسی صفتان را، که درین طور مقامست
از درد تو مستند گروهی ز دوا مست
آن خال سیه جانب آن زلف دلاویز
وصفش نتوان گفت: چه دانه است و چه دامست
هرجا که تو باشی سخن از شاهد و می گوی
چون راه هدایت همه از ذکر دوامست
از چهره زیبا تتق زلف برانداز
چون نور هدایت همه از رفع ظلامست
زاهد ز می ناب همین نام شنیدست
او مست خیالست، نه سرمست مدامست
از مطبخ جان بوی طعامی نشنیدست
زعمش همه اینست که بر خوان کرامست
یک نام شنیدست از آن یار گرامی
زان نام گمان برده که سلطان انامست
یک بوسه، نگوییم، که یک غمزه از آن چشم
انعام کن، ای دوست، که انعام تو عامست
قاسم، سخن از ساقی و می خانه و می گوی
زیرا که ترقی همه از ذکر مدامست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف مقام والای عاشقان و زاهدان میپردازد. او توضیح میدهد که برخی از زاهدان تنها به نام و ظواهر میپردازند و از حقیقت عشق و مستی واقعی بیخبرند. زیبایی معشوق و جاذبههای او باعث میشود که انسانها از درد و رنجهای خود مست شوند. شاعر بر این نکته تأکید میکند که راه هدایت و روشنایی از ذکر و یاد معشوق گذر میکند. در نهایت، او از عشق و قربت به معشوق سخن میگوید و میطلبد که او از محبت و انعام خود به دیگران دریغ نکند.