نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۱ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خرد مستست و دل مستست و جان مست

بسودایت روانِ ناتوان مست

ز حد بگذشت مستیهای ذرات

فلک مست و زمین مست و زمان مست

بیا در باغ و شورِ بلبلان بین

سمن مست و چمن مست، ارغوان مست

شرابِ نابِ رحمان را چه گویم؟

کزو دلداده مست و دلستان مست

ز دنیی تا بعقبی گر ببینی

همه ره کاروان در کاروان مست

دلی کز ما و من آزاد آید

چه در کعبه، چه در دیرِ مغان مست

جهان مستند و ز مستی ندانند

جهان اندر جهان اندر جهان مست

درین دریا، که عالم قطرهٔ اوست

ز قطره تا ببحرِ بی‌کران مست

بقولِ قاسمی این سِکرِ عامست

خرد مست و یقین مست و گمان مست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره حالت مستی و عشق الهی است. شاعر از مستی عقل، دل و جان سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که همه چیز در جهان در حال مستی است، از ستارگان و زمین گرفته تا زمان. او به باغ و بلبلان اشاره می‌کند و به شوق و شور طبیعت می‌پردازد. در این مستی، عشق و عشق‌ورزی را توصیف می‌کند که انسان‌ها را از دنیا و خود رهایی می‌بخشد. در نهایت، شاعر به وحدت و یکپارچگی جهان اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که این مستی، عمومی و همه‌گیر است.