نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن ماه دل افروز، که محبوب جهانست

با تست، ولی در پس صد پرده نهانست

خواهم صفتی گویم از آن زلف معنبر

دل در خفقانست و زبان در ذوبانست

در کوچه مایار گرامی گذری کرد

جانها نگران، جامه دران نعره زنانست

هرگز بتجلی الهی نبرد پی

بیچاره دل آن که رهین حدثانست

آن خواجه ما هیچ ندانست، چه حاصل

گر شاه نشین آمد، اگر شاه نشانست؟

از جام وصال تو بهرکس که رسد می

چه جای فریدون؟ که سلیمان زمانست

قاسم بثنای تو غزل خوان و فصیحست

هرچند فصیحست ولی کل لسانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به توصیف محبوبی می‌پردازد که در عین زیبایی و دل‌افروزی، در پس پرده‌ای از راز و نهان است. او از زلف و زیبایی این محبوب سخن می‌گوید و حالتی از عشق و اشتیاق را به تصویر می‌کشد که دل را در خفقان و زبان را در حالت ذوب نشانده است. در کوچه‌ای خاص، محبوب با شکوه عبور می‌کند و جان‌ها در تلاش برای رسیدن به او نگران و پریشان‌اند. شاعر به تبعیت از تجلیات الهی اشاره می‌کند و می‌گوید دل بیچاره‌ای که گرفتار گمان‌ها و واهمه‌هاست، از حقیقت دور است. در انتها به لطافتی از قدردانی و عشق اشاره می‌کند و می‌گوید تمامی تلاش‌ها و سخن‌وری‌ها در وصف محبوب بی‌فایده است زیرا او خود بی‌نظیر است.