نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بی خبران، مصلحت کار در آنست

جامی بکف آرید، که عالم گذرانست

هر کو قدحی خورد ازین خم دل افروز

سلطان زمینست و سلیمان زمانست

در مجلس عشاق همه شور و قیامت

در محفل زهاد همه امن و امانست

این نوبت شادیست، گه لطف و کرمهاست

آن خواجه ندانست و نداند که ندانست

خود با که توان گفت که آن ماه دل افروز

هم رهزن جان آمد و هم رهبر جانست؟

هرکس که ورا دید و بدانست بتحقیق

مرد همه بین آمد و شاه همه دانست

هرگه که ز من یاد کند آن گل سیراب

با دوست بگویید که: قاسم نگرانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به اهمیت شناخت و تجربه زندگی اشاره می‌کند و می‌گوید که دنیا گذرا است. او پیشنهاد می‌کند که برای بهره‌مندی از لحظات زندگی، باید از لذت‌ها و جذابیت‌ها استفاده کرد. اشاره به عشق و شور در دل عاشقان و آرامش در میان زاهدان، نشان‌دهنده دو روی یک سکه است. همچنین تأکید بر این است که شناختن عشق واقعی، فرد را به مردی دانا و پادشاهی بزرگ تبدیل می‌کند. در پایان، شاعر از نگرانی خود برای یادآوری یک گل زیبای دل‌انگیز سخن می‌گوید.