شمارهٔ ۱۲۴ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در نهان خانه وحدت قمری پنهان است
که همو جان جهانست و همو جانانست
هیچ جا نیست وزو هیچ محل خالی نیست
عقل حیرت زده در شیوه او حیرانست
پیش ما قاعده اینست، مسلم دارید
هر گدایی که ز کوی تو رسد سلطانست
دلم از دست ببردی و بهجران دادی
داستان من شوریده ازین دستانست
گر بصدنامه نویسم صفت مشتاقی
اشتیاقم بملاقات تو صد چندانست
رسم آشفتگی و وصف پریشانی ها
بی خطا چین سر زلف ترا در شانست
قاسم از شیوه سودای تو شوریده دلست
دل سودا زده با عشق تو جان در جانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف یک محبوب پرداخته است که در نهانخانهای پنهان است و همه جا حضور دارد. شاعر به عشق و اشتیاق خود اشاره میکند و میگوید هر کسی که از کوی محبوبش عبور کند، خوشبخت و بزرگ است. او همچنین از درد و رنج جدایی و تاثیر آن بر دلش میگوید و میافزاید که شوریدگیاش به خاطر عشق اوست. به طور کلی، این متن به غم و شادیهای عشق و تاثیرات آن بر روح و دل پرداخته است.