نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا پیوند او پیوند جانست

دریغست آن جمال از ما نهانست

نگوییم جان ما تنها چه باشد؟

نه تنها جان، که او خود جان جانانست

ز امید وصال یار مستان

همه ره کاروان در کاروانست

بیا، گر عاشقی، تا باز بینی

دلم را، کآسمان لامکانست

عجایب دولتی دارم، که دایم

دلم با دوست سر بر آستانت

دلم را برد و جان می خواهد از من

یقینست این که سری در میانست

مرا تنها مبین در راه توحید

دل قاسم جهان اندر جهانست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمیق‌ترین احساسات عاشقانه و پیوند روحانی شاعر با معشوق است. شاعر می‌گوید که پیوند او با معشوق به اندازه‌ای عمیق است که به مانند جان اوست و از حسرت اینکه آن جمال از او پنهان است غمگین است. او تأکید می‌کند که تنها جان او در عشق نمی‌باشد، بلکه خود معشوق نیز جان بخش وجود اوست. از امید وصال معشوق، جاده‌های زندگی‌اش را پر از عشق می‌بیند و از عاشقان دعوت می‌کند تا زیبایی و عظمت عشق را تجربه کنند. دل شاعر با دوست پیوند عمیقی دارد و این ارتباط او را به دنیای بی‌نهایت می‌برد. در نهایت، شاعر از یگانگی با خدا و عشق الهی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دل او دنیایی بزرگتر از عالم دارد.