نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۷ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

برآمد آفتاب طلعت دوست

که ذرات جهان را رو به آن روست

اگر نفست ازین جا رخنه جوید

ازو مشنو، که آن وارونه هندوست

غلام روی آن خورشید حسنم

که عالم لمعه ای زان روی نیکوست

چه خوش می نالد آن چنگ معربد!

که شور عاشقان از ناله اوست

اگر صوفی ندارد عشق، قاقاست

وگر ملا نباشد مست، قوقوست

بکوی عاشقی کمتر گذر کن

که هرجا فتنه ای بینی در آن کوست

تو هر جوری که خواهی کرد بر من

مرا جور تو بردن عادت و خوست

ز حسنت قصه ای در باغ گفتند

همیشه فاخته در بانگ کوکوست

بیا، قاسم، شراب ناب بستان

بنوش و سجده کن در حضرت دوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و نور خداوندی که به دوست تشبیه شده، اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که همه چیز در جهان به سوی اوست. او از عشق و شور عاشقی سخن می‌گوید و به اهمیت وجود عشق در زندگی صوفی و ملا اشاره می‌کند. شاعر همچنین از کوی عاشقی یاد می‌کند که همیشه پر از فتنه و جذابیت است. در انتها، شاعر دعوت می‌کند که از شراب ناب بنوشند و در حضور دوست سجده کنند، به معنای نزدیکی به خداوند و عشق به او.