نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دل من شیوه شیرین ترا دارد دوست

هر کجا شیوه شیرین، دل من بنده اوست

عاشق روی توام، از همه رو، در همه حال

قصه روی و ریا نیست، سخن روی بروست

زاهد، از ما مطلب شیوه زهد و تقوی

توبه و تقوی ما قصه سنگست و سبوست

دیده ات را عمشی هست، نمی بیند راست

دیده بگشا که ببینی: ز سما تا سمک اوست

زاهد از راه برون رفت و ندانم چون رفت؟

که برون رفتن ازین راه و را عادت و خوست

سخن از مردم جاهل نتوان کردن گوش

نیست واقف دل جاهل، نه ز مغز و نه ز پوست

قاسم خسته، دل و دین همه در راه تو باخت

خرقه صد پاره شد، ای دوست چه هنگام رفوست؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و وابستگی خود به معشوق می‌پردازد و بیان می‌کند که دل او به شیوه دلنشین معشوق عجین شده است. او بر عشق واقعی و خالص خود تاکید می‌کند و از ظواهر ریاکارانه دوری می‌کند. زاهدان که به ظواهر تقوی می‌پردازند را مورد انتقاد قرار می‌دهد و می‌گوید که توبه و تقوی واقعی نیستند، بلکه فقط ظاهری و توخالی هستند. شاعر همچنین به دیدگاه افرادی که از عمق عشق بی‌خبرند، اشاره می‌کند و آنها را جاهل می‌نامد. در نهایت، او به حالتی از خستگی و ناتوانی در پی عشق اشاره می‌کند و از وضعیت خود که برای عشق معشوق همه چیز را از دست داده، ابراز ناامیدی می‌کند.