نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۲ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عاشق بمرگ مایل و عاقل بهانه جوست

غازی قتیل دشمن و عاشق قتیل دوست

هرکس بقدر همت خود راه می برد

این یک بمغز می کشد، آن دیگری بپوست

واعظ، برو، ز مستی عشاق دم مزن

مستی ما ز باده بی جام و بی سبوست

راهی ز خلق با حق و راهی ز حق بخلق

یک راه دیگرست که از دوست هم بدوست

امیدوار باش، که او کان رحمتست

عزت نگاه دار، که آن شاه تند خوست

حجت نگر، که از همه اسرار واقفست

حیلت مجو، که با همه ذرات روبروست

قاسم، جناب وصل نیابد بهیچ حال

هر دل که او مقید آزست و آرزوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و عواقب آن بحث می‌کند. شاعر می‌گوید که عاشق‌ها اگرچه به مرگ تمایل دارند، اما عاقل‌ها به دنبال بهانه‌اند. هر کس با توجه به همت و اراده‌اش مسیر خود را طی می‌کند. عشق واقعی به گونه‌ای است که ممکن است از حالت مستی و لذت خارج شود، چون عاشق‌ها بی‌نیاز از ظواهر و أدوات خاص هستند. همچنین اشاره می‌شود که انسان‌ها می‌توانند از طریق ارتباط با خلق و حق به شناخت عمیق‌تری دست یابند. در نهایت، شاعر به قضا و قدر و محدودیت انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید که برای رسیدن به وصل و عشق واقعی باید از آرزوها و وابستگی‌ها آزاد بود.